مـنـاجـــات بــا ذرات هــسـتـی
برخی چیزها را میتوان قلم به دست گرفت و نوشت،
اما بعضی موضوعات را تا قلم به دل نسپاری، هرگز نمیشود!
در لحظهای که این مناجات را مینوشتم، من و امواج در پیوندی عمیق بودیم…
و ناگهان، در خواب عمیق غرق شدم.
دیگر من نبودم؛ هر چه که بود، موج نوشت.
👇
ای امواج کهن، ای واسطههای خالق و مخلوق؛
ای عناصر تکاملبخش از ازل تا ابد،
که در یک لحظه سراسر کائنات را درمینوردید و از فراسوی زمان سرازیر میشوید
و همواره نظم شگرف آفرینش را بر دوش دارید؛
ما را یاری کنید.
ای امواج هوشمند، هنگام عبور از سلولهای انسانها،
ادراکی فراتر از زمان را به آگاهی ما بیآفرینید.
ای امواج سیّال، این وجهِ آشکار جهان،
که از رنگها، شکلها و اجسام گوناگون ساخته شده
و به دنیای مخلوقات ماهیتی مادّی بخشیده است،
پرده از زیباییهای آنسوی زمان بردارید
و درک ما را بارور سازید.
ای امواج پنهان از دیده، پیدای دل ها
پرسشها و مجهولاتمان بیپایان است،
عمرمان کوتاه و دانشمان محدود؛
پاسخها را بر ذهن ما القا کنید
و سلولهای خفتهمان را بیدار سازید.
ای امواجِ کنترلکنندهی کائنات،
اندیشههای مثبت ما را بیفزایید
و اندیشههای منفی ما را بزدایید.
ای امواج بیکران،
حقیقت زندگی را بر ما تفسیر کنید
و ارزش حیات را برایمان معنا بخشید.
ای امواج متصل به عرش کبریایی،
فهمِ مهرِ بیکرانِ خداوند را
بر ما میسّر و قابل درک سازید.
ما، در انتظار پاسخ امواج، در سکوت ادامه میدهیم
________________
دوستان در پرده میگویم سخن
گفته خواهد شد به دستان نیز هم
هر دو عالم یک فروغ روی اوست
گفتمت پیدا و پنهان نیز هم
کسی که رازِ محبتِ خویش را دریابد، مرزِ جدایی را پشتسر میگذارد و در بافتِ آگاهیِ بیپایان حل میشود؛